همایش تمام شده بود و همه داشتند سالن را ترک می کردند از یکی از شرکت کنندگان که در عالم تناولات خود بود پرسیدم : ببخشید برداشت شما از گردهمایی حاضر چه بود ؟ با بی حالی جواب داد : برداشت من فقط سه سیب بود و یک پرتقال ! برداشت خود شما چه بود ؟ عرض کردم برداشت من هم یک سررسید نامه بود با یک خودکار ! با تعجب پرسید : مگر سررسید نامه و خودکار هم خوردنی است ؟ پاسخ دادم : نه عزیزم خوردنی نیست بردنی است . نفر سومی که صحبت های ما را می شنید گفت : ماحصل این نشست را که شماها خوردید و بردید صد البته که دماغ سوختگیش هم به ما ماند !
همین دیروز کلاه شاپوئی سابق خودمان را که قبلا اندازه سرمان بود ولی فعلا عین لباسهایمان گشاد شده است ( شما بدانید بخاطر آب رفتن هیکل نازمان ) روبرویمان گذاشته بودیم بعنوان قاضی و داشتیم با چرتکه یادگاری پدربزرگ خدا بیامرزمان حساب و کتاب می کردیم که چگونه میشود با دویست هزار تومان درآمد ماهیانه زندگانی کرد یک مرتبه صدای صوت بلند و ممتدی شنیدیم اول فکر کردیم صدا از کارخانه تازه تاسیس خودرو سازیست که تازگیها روبروی خانه خارج از محدوده مان بند و بساطش را پهن کرده و بی صبرانه منتظر بلعیدن ماست ولکن بعد متوجه شدیم کله مبارکمان است که آژیر بالاتر از خطر میکشد برای اینکه خدای ناکرده دولتیان از صدای آژیر نابهنگام کله مبارکه ما آرامششان بهم نخورد و خواب از چشمان نازشان نپرد چند بار با دست راستمان چنان به کله پوکمان کوبیدیم که کم مانده بوده چشمانمان از حدقه بیرون آید ولکن کارساز نشد چرتکه یادگـاری پدربزرگمـــان را به کنــاری انداختیم و کله مان را عین مشترک عزیز تلفن همراهمان که مع الوصف بودن در دسترس نبود با خودمان برداشتیم و سراغ دکتر متخصص کله های درهم و برهم رفتیم حدسمان درست بود قاطی کرده بودیم دکتر متخصص در حین معاینه وقتی بشکن زدن ما را دید نیم لبخندی زد و گفت خوشبختانه مشکل خاصی ندارید فقط اعصابه که بعضی وقتها اگر بخواهد گیر دهد اول اتصالی می کند و بعد سوت می کشد و در نهایت بشکن می طلبد !! و ما از خوشحالی که هیچ مشکلی نداریم و فقط اعصابه !! بشکن زنان روی ماه دکتر نازنین مان را بوسیدیم و تصمیم گرفتیم منبعد نه کلاهمان را قاضی کنیم نه به حساب و کتاب بپردازیم بقول قند علی * زندگانی نخواستیم مگر زنده مانی چه عیب دارد مخصوصا وقتی که توام با بشکن باشد !!
* توضیح : قند علی می گوید پدر مرحومم به خاطر اینکه خیالش از بابت شیرینی زنده مانی من تخت باشد اسمم را « قند علی » گذاشت !!
مسئولینی که دلبخواهی تصمیم میگیرند و دلبخواهی عمل میکنند کار بسیار خوبی میکنند این عده یا باید تابع قانون باشند یا تابع دل! قانون که قابلی ندارد تا مسئولی بخواهد از آن تبعیت کند این دل است که شکستنی نیست قانون صد البته که شکستنی است !اصولا بوجود آمدن قانون بخاطر لذت ناشی از شکستن آنست و این لذتیست که قدر آن بر قانون شکنان هویدا و مرتبتی است که فواید بیشمار آن بر والامقامان پیداست و آنچه که در پرده ابهام است و اختفا کوتاهی عقل ماست و در نهایت از ماست که بر ماست!
شاید شما هم دلتان بخواهد مثل ما هوادار داشته باشید ولی ما توصیه می کنیم از خیرش بگذرید آخرش هوائی می شوید !! ما خودمان تا همین اواخر کلی هوادار داشتیم که هوای ما را داشتند عده ای هوای ما را در بادکنک های جشن عروسی و جشن تولدهایشان داشتند ( بعبارت دیگر بادکنک هایشان را ما فوت کرده بودیم !) با این حساب ادعا که سهل است حتی در مواقع ضروری می توانستند قسم هم بخورند که هوای ما را دارند !! چرا که تمام بادکنک هایشان از هوای ما پر بود !! بعضی ها به نکته های باریک تر از موی ما که لابلای فرمایشات ما بود نه تنها که عنایت داشتند بلکه معتقد بودند تمام آنها باد هواست !! اینهم نوعی دیگری از هواداری !! جمعی باور داشتند که بعد از خواندن بعضی از مطالب ما دود از کله شان بلند میشود و نتیجتا هوای محیط آلوده میشود و عامل این آلودگی هوا صرفا دود زائی کله مبارک آنهاست که صد البته آنهم ناشی از مطالب دودزای ماست که هوا را آلوده می کند بنابراین مشتاقان آلودگی هوا هم ناخودآگاه هوادار ما بودند !! می ماند مسئله تابستان و لوله های آبیاری که بعلت قطعی های مکرر آب ، تویشان پر هوا میشود و مردم ناچارا بجای آب هوا می خورند و هوائی میشوند بدون اینکه خودشان بخواهند این عزیزان نیز بعلت هوائی شدن هوای ما را دارند !! و احتمالا ما را با بعضی از مقامات عوضی گرفته اند و به تصورشان علی آباد هم دهی است !! می بینید با وجود اینهمه هوادار ما حق داریم که به نوعی هوازده شویم که شده ایم البته هوازدگی خود نوعی هوائی شدن است که مختص ماست و قابل شما را هم ندارد !! یکبار هم در ایام گذشته که ما با مادربزرگ خدابیامرزمان برای اولین بار سوار هواپیما شدیم هوازدگی را مزمزه کردیم ! بمحض پرواز هواپیما فریاد مادر نازنینمان بلند شد و همه را سر جایش میخکوب کرد
ای خدا بدادم برس پاهایم از زمین کنده شد !! خدایا تمام بچه های نازنینم را بتو سپردم! بعد از کنده شدن از زمین نوبت سرگیجه و دوران سر فرا رسید ! مادر بزرگ اصرار داشت به هر نحو ممکن به خلبان بگوئیم یک نیش ترمز بزند تا او پیاده شود !! و ما منتظر اولین فرصت که پیش خلبان باشیم با التماس نیش ترمزی از ایشان !! پیش خلبان بودن و امکان نیش ترمز واقعیت پیدا نکرد ولکن هوازدگی به مقدار فراوان حاصل شد !! و امروز پس از گذشت سالها یکبار دیگر هوازدگی حاصل است و جای هیچگونه نگرانی نیست !! اگر از ما فرار نکنید محترمانه و محرمانه عرض می کنیم ما از کثرت هواداری حسابی هوائی شده ایم ولکن از هوائی هائی هستیم که در زمینیم کلی هم پز میدهیم و حسنمان هم اینست که هیچگونه آزار و اذیتی هم به کسی نداریم . و از شما هم خوش خوشانی میخواهیم رازدار باشید و به کسی نگوئید هوادارانمان ما را هوائی کرده اند !! وگرنه بازار هواداری کساد میشود و اگر این بازار کساد شود لابد هواداران بیشماری هم از کار بیکار میشوند و ناچار باید هوا بخورند !! و این قبیل هواخوری ها را ما به صلاح نمی دانیم نه به صلاح علی و ولی، نه به صلاح پری و زری !!
نه اینکه زوج و فرد کردن حرکت خودروها در روان سازی ترافیک در تهران بزرگ خیلی کارساز شد ( شما فقط بشنوید باور کردنش با من ) ! فلذا ما هم به منظور اینکه در وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی دچار ترافیک نشویم تصمیم گرفتیم روزهای زوج بنویسیم و روزهای فرد بخوانیم و شبها هم بخوابیم ! حتی برای بهتر به نتیجه رسیدن این طرح پیشنهاد می کنیم زوج ها ( شما بخوانید متاهل ها ) روزهای زوج بنویسید و مجردها روزهای فرد و آنهائیکه نه متاهلند و نه مجرد اصلا ننویسید !! و ما را هم ببخشند که آنها را از نویسندگی محروم کردیم ! اگر زوج ها در این مورد بخصوص به توافق نرسیدند می توانند از همدیگر جدا شوند و اگر مجردها هوس زوجیت بسرشان زد می توانند مزدوج شوند ( شما بخوانید ازدواج نمایند ) تا اثرات عینی وبلاگ نویسی را شاهد باشند ! یک پیشنهاد دیگر به مخابراتی ها داریم به هر طریق ممکن خودشان به وبلاگ ها وصل شوند و نگذارند علاقمندان به وبلاگ ها وصل شوند و مرتبا در گوش بازدید کنندگان بخوانند که وبلاگ مورد نظر شما در دسترس نیست بعدا ردگیری فرمائید ناگفته پیداست اینگونه که مخابرات دور برداشته در آینده ای نه چندان دور چنین پیامهائی را نیز دریافت خواهیم کرد :
ـــ با وبلاگ مورد نظر شما بعلت پرروئی قطع رابطه کرده ایم !!
ـــ وبلاگ مورد نظر شما مورد پسند ما نیست فلذا از دادن ارتباط معذوریم !!
ـــ وبلاگر مورد نظر شما از نظر ما ارزش ارتباط ندارد لطفا اصرار نفرمائید !!
ـــ وبلاگر مورد نظر شما ، ما را نظر زده و بدنظر است چشمش کور ، رابطه بی رابطه !!
ـــ وبلاگر مورد نظر شما در حمام است لطفا به سایت گرمابه ها تشریف ببرید !!
ـــ وبلاگر مورد نظر شما بین سونای خشک و بخار سرگردان است لطفا مزاحم نشوید !!
و در نهایت از هکرها هم متشکریم که در راستای همکاریهای تنگاتنگ با مخابرات ما را پکر میکنند!
ما برای وبلاگ خودمان خواننده استخدام می کنیم حائزین شرایط زیر اولویت دارند :
۱- آنهائی که بتوانند در دستگاه شور بخوانند منتها شورش را درنیاورند !
۲- کسانیکه یک گوششان در باشد گوش دیگرشان دروازه !
۳- داوطلبانی که همیشه در دسترس باشند و همیشه جزو پنجاه نفر اولی باشند که می آیند می خوانند و نظر می دهند آنهم نظری که باب طبع مبارک ما باشد !
۴- آنهائی که ما هر جور بنویسیم به به بگویند و هر وقت بخواهیم چه چه بزنند !
۵- خوانندگانی که بتوانند تمام نوشته های ما را « پاپ » بخوانند و قاب بزنند !
از حائزین شرایط استدعا میشود بدون پارتی بازی و با رعایت نوبت بدون اینکه همدیگر را فشار دهند درخواست خود را ارائه نمایند تا اقدامات بعدی معمول گردد.
تبصره : لطفا به دوستان خودتان بگوئید تا به دوستان خودشان بگویند که شانس فقط یکبار در خانه آنها را می زند امیدواریم در خانه باشند و خواب هم نباشند باقی سلامتی !
راستش را بخواهید ما از دست این زنگوله مکالماتی (شما بخوانید موبایل) جانمان به لبمان رسیده است در حالی که از بام تا شام تلفنمان روشن است به چشم روشنی من و شما مخابرات با هزاران دلیل کشکی می خواهد ثابت کند که تلفن ما به عنوان مشترک عزیز خاموش است و یا روشن است ما در دسترس نیستیم بنده دروغگوی بیست و چهار ساعته ای مشخص تر و معین تر از مخابرات نمی شناسم این چه مخابراتی و چگونه مکالماتی است که هم باید ده ها هزار تومان به نرخ آزاد و قریب به سیصد هزار تومان به قیمت منتی و صفی و نوبتی پرداخت کنیم و هم مخابرات زمین و زمان را شاهد بیاورد که ما دروغگوئیم و در دسترس نیستیم این را می گویند ده ها هزار تومان پول زبان بسته نقد دادن و دردسر بی پایان خریدن ( متاسفانه ما مع الوصف بلندی قدمان عقلمان کوتاه است و نمی دانیم به این قبیل دردسرفروشان و گرانفروشان و مشکل فروشان چه ارگانی رسیدگی می کند ) آیا ما می توانیم مخابرات را به اتهام نشر اکاذیب شبانه روزی ( مشترک مورد نظر در دسترس نیست ) مورد بازخواست قرار دهیم آیا ما در دسترس نیستیم یا امکانات شکسته بسته شما مشکل دارد و خدمات صحبت رسانی شما در دسترس نیست . یادش بخیر ، تلفن های هندلی پنجاه سال قبل این مملکت بهتر از تلفن های موبایل باصطلاح پیشرفته امروزی شما بود بعنوان مثال ، متصدی تلفن های هندلی هنگام تماس تبریز با میانه چون مشکل بین خطی مسیری با بستان آباد و قره چمن داشتند با یک عصبانیت خاص ، فریاد می زدند بستان آباد برو کنار ، قره چمن برو کنار ، میانه بیا جلو و در نهایت میانه خبردار و در دسترس بود ولی حالا موبایل های مدرن شما حال همه را گرفته اند نه خودشان گوش شنوا دارند نه متصدیانشان که مخابرات باشد نه فروشندگانشان و نه خدمات بعد از فروششان ! همین الان که من این مطالب را برای شما می نویسم مخابرات کماکان در حال اعلام است که هزاران مشترک مورد نظر در دسترس نیستند ولکن هم ما می دانیم هم شما، هم ایشان میدانند و هم اوشان که همه در دسترس هستند و آنکه در دسترس نیست امکانات موبایلی مخابرات است و بس!!
مادري را ديدند كه دست بچه اش را گرفته و بسيار خوشحال و خندان به خانه اش مي رود چون علت مسرت او را پرسيدند گفت چطور خوشحال نباشم در اين گراني مصالح ساختمان، معلم به پسرم گفته : كله تو پر از گچ است !!
چشممان روشن كه علت كمبود گچ در كشور هم كشف شد سِرّي بگويم كه من خيلي از سَرها را ميشناسم كه در كله مباركشان گچ را احتكار كرده اند !! پس بيجا نخواهد بود كه مجريان سريال پرطرفدار مفاسد اقتصادي دنبال كله هاي گچي آن هم از نوع گنده گنده هايش نيز باشند تا بلكه حق به حقدار برسد !!
آقائی بنام علی فرخی با افتخار تمام سایت " محرمانه ها " را هک فرمودند و با این کار خود مشت محکمی به دهان استکبار جهانی کوبیدند ! و با افتخار اعلام کردند که این منم و من منم !! اگر انشااله این بنده خدای مبتکر روزی روزگاری بتواند عوض سایت کشکی حقیر یک سایت فضایی را کشف کند چگونه به معرفی خود خواهد پرداخت !! جالب است در قرنی که دنیا در گشت و گذار قمر طبیعی است ما درگیر کشف قمر مصنوعی هستیم !! با سالها بحث و فحص و تحقیق و تفحص تازه کشف می کنیم که اسم کلفت همسایه روبروئی قمر بوده و چون خیلی زیبا بوده و صورتش شباهت به قرص ماه داشته پس ما قمر مصنوعی کشف کرده ایم !! کار این آقای علی فرخی ( شما بخوانید خلاق مبتکر! ) در هک سایت کشکی ما بی شباهت به کشف قمر مصنوعی نیست بهر حال آقای علی فرخی عزیز! خدا قوت، بالاخره هکر بودن ، هم نوعی اشتغال است هم نوعی تخصص و هم نوعی تفنن، مگر نه ؟!
