تبليغاتX
محرمانه ها !!
نگاهی به مسائل روز از دریچه طنز

نم پس نمیداد کمبود آب را بهانه میکرد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:33 | لینک  | 

مارگیر مارهایش را رها کرد و بلافاصله "بی مار"شد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 10:47 | لینک  | 

برای اینکه کاملا سیر شود همیشه سیر میخورد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 17:43 | لینک  | 

سال هاست دل میبری ، اینهمه دل را بگو چون میبری ؟!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:14 | لینک  | 

 
طرف سیگاری نبود و سیگار نمی خرید ولی روزی دو پاکت سیگار میکشید !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 16:17 | لینک  | 

چشمم آب نمیخورد دکتر شربت اشتها تجویز کرد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 17:26 | لینک  | 

دلبرم در برم بود اما دلش کجا بود نمیدانم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:15 | لینک  | 

دلم بی تابی میکرد بردمش تاب بازی !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:12 | لینک  | 

وقتی میخندم اعصاب گریه ام داغون میشود !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:9 | لینک  | 

دلم دچار سوختمان شده بود و دودمان میکرد به جرم آلوده کردن هوا بازداشت شدم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:9 | لینک  | 

صدای درگیری عروس و داماد بالا گرفته بود مهمانان بدرقه گر مرتبا بوق میزدند تا فحش های نامربوط شنیده نشود !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:6 | لینک  | 

خشکسالی را میشود با سوال و جواب های آبکی برطرف کرد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 18:14 | لینک  | 

برای اینکه آب پاکی روی دستش بریزم اول آب را آب کشیدم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 10:34 | لینک  | 

جای او در جلسه خالی بود شوخ طبعی پرسید اینجا جای آدم است ؟ و شوخ چشمی پاسخ داد نه خیر جای حواست !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:2 | لینک  | 

در سمینار آبیاری قطره ای به کلیه شرکت کنندگان قطره چکان هدیه دادند !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 16:50 | لینک  | 

بلا و مبتلا یعنی تو و من و دیگر هیچ !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:9 | لینک  | 

 
ما به محرمانه نویسی معتاد شده ایم ایکاش به جرم اعتیاد تحت تعقیب قرار نگیریم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 16:21 | لینک  | 

ما به محرمانه نویسی معتاد شده ایم ایکاش به جرم اعتیاد تحت تعقیب قرار نگیریم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:10 | لینک  | 

حق برای خوردن است و رو برای بردن !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:12 | لینک  | 

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست         جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 17:49 | لینک  | 

گمان مکن که بی ارزشم در این دوران          چو خود فروش نبودم کسی مرا نخرید
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 18:34 | لینک  | 

قصه میگفتم تا بچه بخوابد صدای قهقهه بچه بیدارم کرد جای بچه من خوابیده بودم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 16:23 | لینک  | 

قصه میگفتم تا بچه بخوابد صدای قهقهه بچه بیدارم کرد جای بچه من خوابیده بودم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 10:21 | لینک  | 

 
همزمان با فارغ التحصیلی از دانشگاه ته مانده سوادمان نیز ته کشید !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 13:25 | لینک  | 

نویسنده نیستم ولی هر روز می نویسم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:20 | لینک  | 

متخصص طب سوزنی به همه سوزن میزد بدون اینکه بخودش جوالدوز بزند !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 18:4 | لینک  | 

رفتی کاش نمی رفتی ، آمدم کاش نمی آمدم رفت و آمدها عجب عوضی شده است !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 17:36 | لینک  | 

رفتی کاش نمی رفتی ، آمدم کاش نمی آمدم رفت و آمدها عجب عوضی شده است !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:41 | لینک  | 

من در آرزوی تو بودن ، تو در حسرت او شدن و او در اندیشه فردا که بالاخره چه خواهد شد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:15 | لینک  | 

خیلی ها بمن زل میزنند و طلب سلام دارند و من با شهامت تمام، زل زدن  زل زن های حرفه ای را نقش بر آب میکنم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:9 | لینک  |