شنبه سی ام شهریور 1387
هر وقت نمک میخورم دلم شور میزند !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 16:29 | لینک
|
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387
چون حق آبونمان روشن بودنش را نپرداخته بود سیم های روشنفکریش را قطع کردند !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 7:48 | لینک
|
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
ارزیاب از ارزیابی زندگی شخصی خود عاجز بود !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:13 | لینک
|
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
خط ما را هیچکس نمیخواند ایکاش دکتر میشدیم لااقل خطمان را در خیابان ناصر خسرو میخواندند!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:14 | لینک
|
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
اداره کاریابی یعنی جائیکه به بهانه کاریابی برای بیکاران عده ای بیکار را بکار گمارده اند !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 7:58 | لینک
|
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
رادیوی عموجان ما خراب شده بود به هر رادیولوژی مراجعه کردیم جوابمان کردند بد بیاری یعنی همین مگر نه ؟!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:32 | لینک
|
شنبه بیست و سوم شهریور 1387
نه رنگ داشت نه قلم مو جالب اینکه هم را نیز رنگ میکرد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:48 | لینک
|
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
کارمند ماهی است و اداره آب !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:17 | لینک
|
چهارشنبه بیستم شهریور 1387
شمع بیصدا میسوخت و آب میشد اداره آبیاری این آب شدن را بحساب تامین آب توسط خود میگذاشت !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:9 | لینک
|
سه شنبه نوزدهم شهریور 1387
برای جلوگیری از حواس پرتی ام جلو حواسم نرده کشیدم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:5 | لینک
|
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
شب هنگام قدم میزدم به جرم شبگردی دستگیر شدم !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:13 | لینک
|
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
برای اینکه سیم هایم قاطی نشود سیمکش استخدام کردم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:44 | لینک
|
شنبه شانزدهم شهریور 1387
برای اینکه چشمم براحتی آب بخورد برایش لیوان خریدم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:12 | لینک
|
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
رئیس اعتبارات با همه بی اعتباری به همه اعتبار میداد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:22 | لینک
|
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387
وقتی که کلاه از سرمان برمیداریم چه بخواهیم و چه نخواهیم همان لحظه کلاه برداریم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:36 | لینک
|
دوشنبه یازدهم شهریور 1387
وقتی زبان های سرخ سرهای سبز را بر باد میدهد فضای سبز مجلس ترحیم میگیرد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:8 | لینک
|
یکشنبه دهم شهریور 1387
آب را هر وقت از ماهی بگیری میمیرد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:28 | لینک
|
شنبه نهم شهریور 1387
روز شب را دنبال کرده بود در تاریکیش گم شد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:12 | لینک
|
جمعه هشتم شهریور 1387
هر کس را میدید به احترام او کلاهش را از سر خود بر میداشت نهایتا به عنوان کلاهبردار دستگیر شد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 12:10 | لینک
|
پنجشنبه هفتم شهریور 1387
او هر روز یک مرغ میخورد در ماه میشود سیمرغ !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:23 | لینک
|
چهارشنبه ششم شهریور 1387
برای جلوگیری از آبکی شدن مطالبم از آفتاب کمک میگیرم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:6 | لینک
|
سه شنبه پنجم شهریور 1387
ماه از ترس تجاوز انسان پشت ابرها قایم شد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:19 | لینک
|
دوشنبه چهارم شهریور 1387
دست اندازهای ماه از تشبیه سیمای یارم به ماه چنان شرمنده ام کرد که به دست انداز افتادم حتما او فکر میکند که اینهمه وقت دستش انداخته ام !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:48 | لینک
|
یکشنبه سوم شهریور 1387
ماه از تجاوز انسان به حریم خود حالش گرفت و ما شاهد ماه گرفتگی شدیم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:10 | لینک
|
شنبه دوم شهریور 1387
در خانه ما ز خوردنی چیزی نیست ای روزه برو ورنه تو را خواهم خورد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 16:26 | لینک
|
