تبليغاتX
محرمانه ها !!
نگاهی به مسائل روز از دریچه طنز

هر وقت نمک میخورم دلم شور میزند !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 16:29 | لینک  | 

چون حق آبونمان روشن بودنش را نپرداخته بود سیم های روشنفکریش را قطع کردند !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 7:48 | لینک  | 

ارزیاب از ارزیابی زندگی شخصی خود عاجز بود !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:13 | لینک  | 

خط ما را هیچکس نمیخواند ایکاش دکتر میشدیم لااقل خطمان را در خیابان ناصر خسرو میخواندند!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:14 | لینک  | 

اداره کاریابی یعنی جائیکه به بهانه کاریابی برای  بیکاران عده ای بیکار را بکار گمارده اند !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 7:58 | لینک  | 

رادیوی عموجان ما خراب شده بود به هر رادیولوژی مراجعه کردیم جوابمان کردند بد بیاری یعنی همین مگر نه ؟!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:32 | لینک  | 

نه رنگ داشت نه قلم مو جالب اینکه هم را نیز رنگ میکرد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:48 | لینک  | 

کارمند ماهی است و اداره آب !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:17 | لینک  | 

شمع بیصدا میسوخت و آب میشد اداره آبیاری این آب شدن را بحساب تامین آب توسط خود میگذاشت !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:9 | لینک  | 

برای جلوگیری از حواس پرتی ام  جلو حواسم نرده کشیدم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:5 | لینک  | 

شب هنگام قدم میزدم به جرم شبگردی دستگیر شدم !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:13 | لینک  | 

برای اینکه سیم هایم قاطی نشود سیمکش استخدام کردم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:44 | لینک  | 

برای اینکه چشمم براحتی آب بخورد برایش لیوان خریدم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:12 | لینک  | 

رئیس اعتبارات با همه بی اعتباری به همه اعتبار میداد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:22 | لینک  | 

وقتی که کلاه از سرمان برمیداریم چه بخواهیم و چه نخواهیم همان لحظه کلاه برداریم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:36 | لینک  | 

وقتی زبان های سرخ سرهای سبز را بر باد میدهد فضای سبز مجلس ترحیم میگیرد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:8 | لینک  | 

آب را هر وقت از ماهی بگیری میمیرد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:28 | لینک  | 

روز شب را دنبال کرده بود در تاریکیش گم شد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:12 | لینک  | 

هر کس را میدید به احترام او کلاهش را از سر خود بر میداشت نهایتا به عنوان کلاهبردار دستگیر شد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 12:10 | لینک  | 

او هر روز یک مرغ میخورد در ماه میشود سیمرغ !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:23 | لینک  | 

برای جلوگیری از آبکی شدن مطالبم از آفتاب کمک میگیرم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:6 | لینک  | 

ماه از ترس تجاوز انسان پشت ابرها قایم شد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:19 | لینک  | 

دست اندازهای ماه از تشبیه سیمای یارم به ماه چنان شرمنده ام کرد که به دست انداز افتادم حتما او فکر میکند که اینهمه وقت دستش انداخته ام !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:48 | لینک  | 

ماه از تجاوز انسان به حریم خود حالش گرفت و ما شاهد ماه گرفتگی شدیم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:10 | لینک  | 

در خانه ما ز خوردنی چیزی نیست          ای روزه برو ورنه تو را خواهم خورد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 16:26 | لینک  |