شنبه بیست و هشتم دی 1387
برای اینکه خواب راحتی داشته باشم با کفش راحتی میخوابم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:19 | لینک
|
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387
باستان شناس حین مطالعه تاریخ باستان در لابلای تاریخ گم شد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:28 | لینک
|
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387
موسیقی حال میداد حال گیرها ماتم گرفته بودند !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 16:53 | لینک
|
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387
دو سه دقیقه توفیق خندیدن حاصل شد سلول های وجودم ساعت ها برایم کف میزدند !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:16 | لینک
|
دوشنبه بیست و سوم دی 1387
معلمین بیسواد بودند علم عزای عمومی اعلام کرد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:23 | لینک
|
یکشنبه بیست و دوم دی 1387
برق مرتب میرفت شمع قاه قاه میخندید !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:26 | لینک
|
شنبه بیست و یکم دی 1387
هیچ فرصتی را برای از دست دادن فرصت از دست نمیدهم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:2 | لینک
|
پنجشنبه نوزدهم دی 1387
وبلاگ نویسی ممکن است کاری نباشد ولکن گاهی اوقات میتواند کار دست آدم بدهد !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:9 | لینک
|
دوشنبه شانزدهم دی 1387
برای اینکه دلسرد نشوم روی قلبم شال بستم !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:35 | لینک
|
یکشنبه پانزدهم دی 1387
سر آن داشت که از سران سرانه خود را مطالبه نماید !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 10:38 | لینک
|
پنجشنبه دوازدهم دی 1387
برای اینکه مالک دل خود باشم راه بر " دل بر " بستم !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 9:24 | لینک
|
چهارشنبه یازدهم دی 1387
برای اینکه تندروی نکنم همیشه سربالا میروم!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:5 | لینک
|
سه شنبه دهم دی 1387
میخواستم حرف تازه ای گفته باشم تکیه کلامم شد " تازه " !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:12 | لینک
|
دوشنبه نهم دی 1387
در حالیکه حال مریض تعریفی نداشت دکتر درگیر محاسبه تعرفه های پزشکی بود !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:11 | لینک
|
یکشنبه هشتم دی 1387
صبر را کردیم ولکن غوره ما از آن غوره ها نبود که به این صبرها حلواشود !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:32 | لینک
|
شنبه هفتم دی 1387
همزمان با همایش آبیاری قطره ای باران سیل آسائی شهر را فرا گرفت !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 12:59 | لینک
|
چهارشنبه چهارم دی 1387
برای اینکه مغزم شسته رفته شود آن را آب کشیدم !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:31 | لینک
|
سه شنبه سوم دی 1387
از بس شیرین کاری کرد دیابت گرفت !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:58 | لینک
|
دوشنبه دوم دی 1387
برای اینکه قانون را بی صدا بشکند از صدا خفه کن استفاده میکرد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 8:17 | لینک
|
یکشنبه یکم دی 1387
هیچکس کاردانی اش را قبول نمیکرد نام فامیلش را کاردان کرد و مادام العمر کاردان شد !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:0 | لینک
|
